شمس سراج عفيف

422

تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )

بر خيرست « 2 » - چون دران ايام دستور انام اهل كرام در زحمت بود بدين سبب حضرت شاه سواري يكايك كرد - و همدران آخر شب جمعه دستور مذكور پرنور به حضرت عفور شكور پيوست * إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ - سبحان الله فوت خانجهان مقبول در سال سنه 770 سبعين و سبعمائة بود بعد از جلوس نيك نفوس حضرت فيروز شاه هژدهم 18 سال - المقصود چون خانجهان مقبول نقل كرد تمام خلق دهلي را ماتم پيش آمد - هريك تني كه در انجمني بود در مساجد و مقابر به تعزيت نشسته - زيراچه « 3 » خانجهان مقبول وزير پرتدبير بود - ترس خدا بسيار و بيشمار داشت - مدام در درگاه و حشم و خدم بكوشش تمام آراستي - همه وقت بسوي رعيت كوشيدي - ذرهء ظلم بر كس روا نداشتي - در آسودگيء ايشان كوشش بيش گماشتي - اگر مقطعي در ولايت ظلم كردى و مال آوردي خانجهان توفيرات او را نه پسنديدى و همه وقت رعايا را پروردي - مدام طائفهء كاركنان را در حمايت خود داشتي - از دل و جان پرده‌پوشيء ايشان كردي - و اگر جنايتي بر سبيل خيانتي از وجود صاحب عمل صادر شدي با حضرت شاهنشاه اهل بصارت بازآوردي - اگرچه سلطان فيروز شاه را از خيانت « 4 » آن عامل روشن شده بودي هم بحسن كنايت او را

--> ( 2 ن ) بر هنرهاست - بر چيزهاست * ( 3 ن ) زيراچه خانجهان وزيري پرتدبيرى لا نظيري بود * ( 4 ن ) جانب *